وقتی از قضات محترم پرسش میشود که علت عدم تکریم کافی ارباب رجوع و حفظ حرمت اصحاب دعوا و وکلای ایشان چیست، عمدتا این پاسخ را میشنویم که حجم پرونده ها زیاد است و امکان تکریم کافی ارباب رجوع وجود ندارد. 
به نظر میرسد علت واقعی، بی‌اهمیت بودن رعایت حرمت مراجعین باشد و نه تراکم کار و پرونده؛ چرا که این خستگی هرگز منجر به بی‌احترامی به همکاران و خصوصا مقامات مافوق قضات نمی‌شود؛ حال آنگه اگر سبب را حجم پرونده‌ها بدانیم، نوک پیکان این خشم پنهان میبایست به سمت مقامات ارجاع کننده باشد و نه ارباب رجوع بخت برگشته.
علت دیگر آن است که اساسا قضات در مسند قضا قدرت را امری شخصی تلقی می نمایند، نه وام گرفته از قانون (گویی این عطیه الهی بوده و در ایشان به ودیعه قرار داده شده است. این روند تا بدانجا ادامه میاید که قانون کمرنگ تر از مجری شده و فرایندهای پیش بینی شده از سوی قانون بی ارزش میشوند. (استجازه‌های گاه و بیگاه)
اینکه قاضی خود را متصدی شعبه و در خدمت ارباب رجوع ندانسته و با شعبه چون قلمرو حکمرانی برخورد نماید ناشی از فقدان اقتدار قانون است. فقدان اقتداری که متاسفانه در همه عرصه‌های جامعه نیز دیده میشود.
به همین سبب است که برخی قضات تعلیق مجازات، آزادی مشروط و حتی پذیرش کفیل و وثیقه را لطفی در حق متهم تلقی می نمایند!
اگر همه ما اختیارات، حقوق و تکالیف خود را ناشی از قانون بدانیم، نه از جایگاه و مسند غره میشویم، نه انجام وظیفه را تبدیل به منتی بر سر مراجعین میکنیم و نه ارباب رجوع را به شکل مزاحمی متوقع میبینیم. 
به نظر میرسد هنوز راه زیادی تا حکومت قانون داریم.
وکیل علی میررجبی
گروه تخلفات انتظامی قضات