آدمیزاد، دو دست دارد
دوستی می‌گفت در خوابگاه دانشجویی، هم‌اتاقی معلولی داشتیم که بر اثر حادثه‌ای دست راست او از مچ قطع شده بود. به همین دلیل، من و هم‌اتاقی‌های دیگر نمی‌گذاشتیم او هیچ کاری بکند؛ نه خرید، نه پخت‌وپز و نه شست‌وشو. چند هفته‌ای به همین منوال گذشت، ولی کم‌کم احساس کردیم که این دوست ما علاوه بر معلولیت، تنبل هم تشریف دارد؛ چون در کارهای خیلی ساده و ضروری خودش هم کوتاهی می‌کرد. مثلا هفته‌ای یک بار هم حمام نمی‌رفت، یا خرید لوازم شخصی‌اش را هم از ما می‌خواست. گاهی هم که اعتراض ملایمی می‌کردیم، دست راستش را تا جلو چشم ما بالا می‌آورد که یعنی مگر کوری، نمی‌بینی یک دست ندارم. پس از مدتی، هر وقت که دست راستش را بالا می‌آورد که بگوید معذورم، به شوخی می‌گفتیم: آدمیزاد دو دست دارد.
حالا حکایت آقای روحانی است. همه می‌دانیم که این دولت و هر دولتی در ایران، ناقص‌الخلقه است و دستی یا پایی از او قطع شده است. اما جناب ایشان همان کارهایی را هم که از دست چپ و پای لنگ برمی‌آید، دریغ می‌فرمایند. هر وقت هم که اعتراضی می‌شنود، دست معلولش را توی چشم مردم می‌کند که مگر نمی‌بینید دولت چه مشکلاتی در داخل و خارج دارد؟ تا حدی هم حق با او است. همۀ ما مشکلات داخلی و خارجی نهاد دولت را در ایران می‌دانیم؛ اما ایشان ظاهرا بنا ندارند گاهی از دست چپشان استفاده کنند. آیا مثلا دولت نمی‌تواند نیروهای تازه‌نفس را به کار بگیرد؟ نمی‌تواند هزینه‌های بیهوده و اشرافی را کم کند؟ نمی‌تواند بودجه را طوری تقسیم کند که سهم محیط زیست از فلان مؤسسه یا نهاد مثلا فرهنگی کمتر نباشد؟ نمی‌تواند اندکی دربارۀ اوضاع داخلی کشور با مردم، صادقانه سخن بگوید؟ نمی‌تواند دو یا چند مدیر نالایق را کنار بگذارد؟ یا به احترام مردم، برخی معاونان بی‌درد یا وزرای بی‌حال را بازنشسته کند؟ گیرم هیچ یک از این کارها را نمی‌تواند یا نمی‌خواهد یا به صلاح مملکت نیست. آیا نمی‌تواند دست‌کم یک بار جلو دوربین از مردم عذرخواهی کند؟ مردم ایران چه گناهی کردند که اینقدر بی‌پناه شده‌اند؟ شما به این مردم پناه داده‌اید که آنها به صرافی‌ها پناه نبرند؟ سرمایۀ میلیون‌ها ایرانی که به قیمت جوانی‌شان جمع و پس‌انداز کرده بودند، در عرض چند ماه نابود شده است. برای هم‌دردی با این مردم چه کردید؟ هیچ. بیکاری بیداد می‌کند؛ آمار طلاق به آمار ازدواج نزدیک شده است. قیمت سیگار سه برابر شده است ولی شمار کسانی که به سیگار و الکل پناه می‌برند، چند برابر. در هر خانه‌ای یک یا چند جوان تحصیل‌کرده، رو به دیوار نشسته‌اند و مثل شمع آب می‌شوند. کاری از دستتان برنمی‌آید؟ عیب ندارد. دست‌کم با این مردم هم‌دردی کنید. آقای روحانی، همه می‌دانیم که قدرت و اختیار دولت در ایران چقدر است؛ ولی آدمیزاد دو دست و دو پا دارد. 
رضا بابایی